حالا او رفته

حالا که مدتی است مرا ترک کرده ، تازه می فهمم بودنش چقدر آرامشم می داد. جایش این روزها خالیست. 

حالا که از لبانم رخت بربسته تازه می فهمم چیزی بنام خنده چقدر خوب است و این مهمان جدید سینه ام چه طاقت فرساست.

چه روزهای سختی. امیدوارم برود و هیچگاه باز نگردد.

/ 14 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

خیلی وقتها اتفاقاتی که توی زندگی پیش میاد که خوشایند نیست اما زمان به ما ثابت میکنه که یه دلیل محکم و یا یه حکمتی در کار بوده که ما از اون بی اطلاع بودیم و شاید بعدها شاکر باشیم که اون خواستمون براورده نشده، مطمئن باش که هر چی پیش میاد خیره و امیدوار ادامه بده که همیشه بعد از سختی ها آسانی و راحتیه

hamid

سلام میخوای آمار بازدیدوبلاگت بره بالا؟؟ دوست داری وبلاگ خودت رو معرفی کنی؟؟؟ دوست داری تبادل لینک داشته باشی؟؟؟؟ دوست داری تبادل نظر با وبلاگ نویسان داشته باشی؟؟؟ پس به بزرگ ترین سایت و چت روم فارسی ایرانیان بیا www.irfapatogh.ir-www.safachat.net

سارینا

سلام وبلاگ جالبی دارین حتما به سایت ما سر بزنید ... منتظرتم http://dl.xco.ir/bazaryabi .

دخمل ایرونی

سلام وبلاگ پر محتوایی داری مطلب آخریت جالب بود بیا تو سایت من وبلاگت را ثبت کن منتظر باشم یا نه؟ دخمل ایرون

دوست

سلام.جالب بود خواستی به منم سر بزن ی چیز جالب دارم

دیروز دوست امسال هیچ چی

ته همه بی معرفت هایی

نسترن

کاش عشق من هم می رفت، اما یاد خوبی رو تو ذهنم از خودش باقی می گذاشت. خیلی وحشتناکه که کسی که تموم عشقت و باورش داری، متوجه شی که با چند نفره و توجیهشم این باشه برای بقای رابطمون لازمه که دوست های جدید هم داشته باشم اون موقع یا باید منم برای به قول خودش برای بقای رابطه یا بهتر بگم تلافی اقدامی رو بکنم که اصلا دوست ندارم یا باید فراموشش کنم که توانش و ندارم چون تا یکم یادم میره دوباره میاد و ... کاش عشق من مرده بود

نسیم

اومدیم دیدیدم که شما تشریف ندارید :)

سيما

چي شده حسين؟؟؟؟